Wednesday, October 20, 2004

Ù­

دستهایم در هوا دور از چشم همه می رقصم. می رقصم. مست مست. این ودکاهایی که اینجا می فروشند خیلی بهتر است آدم بهتر می رقصد. حالش خیلی بهتر می شود. امان از این نگاهها. اما من دور از چشم دیگران می رقصم.

من خوب می رقصم. خوب مست می کنم. من رقصیدن را دوست دارم. می چرخم به دیوار می خورم و روی مبل پرت می شوم. خیلی خوش می گذرد. جای هیچکس خالی نیست. چه بد. ودکاهای اینجا الکلش بیشتر است. چه کلاهی سرمان می گذارند کیلومترها آنطرف تر.از روی مبل بلند می شوم. می رقصم. می رقصم. می رقصم. خیلی خوشحالم. چقدر وقتی مستم لاغر می شوم. چقدر لباسم قشنگ می شود. چرا سر ما کلاه می گذارند و ودکای تقلبی به ما می دهند؟؟؟ این خارجیها عجب انسانهای متقلبی هستند.

می رقصم. بلند آواز یم خوانم. من مستم. خیلی خوش می گذرد. جای هیچکس خالی نیست. چه بد. به پنجره می خورم. پنجره می شکند. من پرت می شوم. از طبقه بالا می افتم پایین. فکر کنم می میرم. چراغها روشن می شود.

ببخشید شما کی تشریف آوردید؟

مستی از سرم می پرد. از پنجره می افتد پایین. فکر کنم می میرد...





:


^^[