Wednesday, July 27, 2005

Ù­
من بیماری عجیبی دارم.
آفریقای جنوبی به همسایگی ما منتقل شده.
من عاشق پسر باغبانمان هستم که در یو. سی. ال. ای درس می خواند و می خواهد که آدم بزرگی باشد.
از پنجره بیرون را نگاه می کنم مردمان از گرما جان می دهند.
من در خانه سردم است ژاکت می پوشم.
اولیور ناهار چی داریم؟؟؟



:


^^[