|
Ù من بارها به آقای فرامرزی گفته بودم برای رسیدن به خواسته هایش هیچ کاری نمی تواند بکند ولی آقای فرامرزی اصرار داشت که می تواند خواسته هایش را در یک بطری بریزد و به دریا بی اندازد تا دریا آرزو هایش را برآورده کند.
آقای فرامرزی امروز یک افسردگی از نوع حاد دارد. او با اینکه به تمام آنچه در بطری نوشته بود و در دریا انداخته بود رسیده است امروز به این نتیجه رسیده است که خواسته های اشتباهی را درون بطری گذاشته است. بنابراین آقای فرامرزی حالش خیلی بد است. من یواشکی بدون اینکه کسی متوجه بشود خواسته هایم را درون بطری می گذارم و به دریا می ریزم. به گمانم دریا بی سواد است. آقای فرامرزی حالش بهتر می شود. |
|
^^[ Ø¨Ø§ÙØ§ ] |