|
Ù این تابستون
من این تابستون دارم می رم به یه هتل خیلی ارزون تو سواحل جنوبی فرانسه این جایزه گرفتن لیسانسه دارم می رم با یه ساک دستی با قلبی که پارسال همین موقعها شکستی از صبح میخورم هزار تا آبجو بعدش هم میرقصم با آدمهایی مثل روبرتو باجو می خوابم جلوی آفتاب تا بشم برنزه هی می خوونم کتابهایی که به خوندش بی ارزه یه ماشین کروکی کرایه می کنم تمام جنوب رو باهاش رانندگی می کنم گوش نمی دم به آهنگهای بی مزه به آشپز می گم برام سبزیجات بپزه می خوام که با خودم تنها شم وقت غروب محو تماشای رنگها شم می خوام شنا کنم تا دور اونقدر که کووچیک شم اندازه یه زنبور می خوام که روی شنها قدم بزنم خاطرات با تو بودن رو ورق بزنم شبها با دوستام جمع بشیم بریم یه بار هی به بار من بگیم برامون ماتینی بیار من این تابستون دارم می رم به یه هتل خیلی ارزون |
|
^^[ Ø¨Ø§ÙØ§ ] |